الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

475

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

خداى سبحان ، كس ديگرى را دوست نمىدارد . » « 1 » ابن اثير گويد : « [ الهانيّت ] از « إلاه » گرفته شده و بر وزن « فُعلانيّت » است . مىگويى : إلاهٌ ، بيّن الإلهيّة والأُلهانيّة ( الاهى كه الاهيّت و الهانيّت او آشكار است ) . اصل آن از أله يألَهَ ، به معناى " تحيَّر " مىباشد . مقصود وى ( وهيب بن ورد ) آن است كه هرگاه بنده در عظمت خداى تعالى و ديگر صفات ربوبيت قرار گيرد و همت خويش را بدان مصروف دارد ، از مردم بدش آيد به گونه‌اى كه دلش به هيچ كس ميل پيدا نمىكند . » « 2 » * * * [ 1 / 313 ] ليك ثقة الاسلام كلينى با سند خود به احمد بن محمد برقى از قاسم بن يحيى از جدّش ، حسن بن راشد از ابو الحسن موسى بن جعفر عليه السلام روايت كرده است كه از حضرت دربارهء معناى « اللَّه » پرسيده شد . حضرت فرمود : « بر هر خرد و كلان ، مستولى است . » « 3 » صدوق نيز با سند خود به سعد بن عبد اللَّه اشعرى از احمد بن محمد بن عيسى از قاسم بن يحيى از جدّش ، حسن بن راشد از امام موسى بن جعفر عليه السلام همانند روايت ياد شده را نقل كرده است . « 4 » اين حديث از رواياتى است كه مفسران در تبيين آن سرگردان شده‌اند ؛ چرا كه استيلاء با مفهوم إله سازگار نيست ؛ مگر آن كه لازمهء معناى آن اراده شده باشد ! حكيم فيلسوف ، صدرالمتألّهين در شرح خود بر اصول كافى مىگويد : « اين از باب تفسير شىء به لازم آن مىباشد ؛ چرا كه لازمهء معناى الاهيّت ، استيلاء بر چيز خرد و كلان ، غايب و حاضر ، ملك و مملوك و دنيا و آخرت است . » « 5 »

--> ( 1 ) . لسان العرب ، ج 13 ، ص 467 . ابن عساكر آن را ( در ج 33 ، ص 256 ) با اين عبارت روايت كرده است : « هرگاه بنده به لاهوتيّت پروردگار و هيمنهء صدّيقان و رهبانيّت نيكان وارد شود ، كسى را ملاقات نمىكند كه دل او را بگيرد و مانند آن به او نمىرسد . » ( 2 ) . النهايه ، ج 1 ، ص 62 . ( 3 ) . كافى ، ج 1 ، ص 114 و 115 . ( 4 ) . بنگريد به : المعانى ، ص 4 ؛ التوحيد ، ص 230 . ( 5 ) . شرح اصول كافى ، ص 289 .